با پیشرفت بیماری و ورود به مرحله سوم تأثیرات PSP دیگر فقط به چند علامت خفیف محدود نمیشود و تقریباً تمام جنبههای حرکتی بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد. در این مرحله، فرد هنوز توانایی راه رفتن و انجام بخشی از فعالیتهای روزمره را دارد، اما این کارها بدون برنامهریزی، رعایت اصول ایمنی و در بسیاری از مواقع بدون کمک دیگران امکانپذیر نیست. به همین دلیل مرحله سوم را میتوان نقطهای دانست که توانبخشی از یک اقدام پیشگیرانه به یک ضرورت روزانه تبدیل میشود. اگر در مراحل قبلی هدف اصلی حفظ عملکرد طبیعی بود، اکنون هدف اصلی حفظ استقلال باقیمانده، پیشگیری از عوارض ثانویه و جلوگیری از کاهش سریعتر تواناییهای بیمار است.
در این مرحله، اختلال تعادل به شکل واضحی خود را نشان میدهد. بیمار حتی هنگام ایستادن در یک محل ثابت نیز ممکن است احساس ناپایداری داشته باشد. چرخیدن، عقب رفتن، عبور از درگاهها، تغییر جهت یا ایستادن ناگهانی میتواند باعث از دست رفتن تعادل شود. بسیاری از بیماران دیگر بدون نگرانی قادر به راه رفتن در محیطهای شلوغ یا خارج از منزل نیستند. حتی حرکت در داخل خانه نیز نیازمند دقت بیشتری است و خانواده معمولاً مجبور میشوند محیط زندگی را کاملاً متناسب با شرایط بیمار تغییر دهند.
زمین خوردن در این مرحله یکی از مهمترین خطرات محسوب میشود برخلاف تصور رایج، بسیاری از سقوطها به دلیل عجله یا بیاحتیاطی نیست، بلکه ناشی از ناتوانی مغز در تنظیم سریع وضعیت بدن است. بیمار ممکن است بدون هیچ هشدار قبلی به سمت عقب یا جلو سقوط کند. گاهی حتی هنگام ایستادن برای مسواک زدن، پوشیدن لباس یا برداشتن وسیلهای از روی میز نیز تعادل خود را از دست میدهد. به همین دلیل بسیاری از متخصصان توصیه میکنند که در این مرحله بیمار دیگر هرگز بهتنهایی در محیطهای پرخطر مانند حمام یا پلهها تردد نکند.
راه رفتن نیز تغییرات قابل توجهی پیدا میکند. سرعت حرکت بهطور محسوسی کاهش مییابد و قدمها کوتاهتر و محتاطانهتر میشوند بسیاری از بیماران هنگام شروع حرکت یا تغییر مسیر دچار مکث میشوند. بعضی افراد احساس میکنند پاهایشان به زمین چسبیده است یا برای برداشتن اولین قدم باید تلاش زیادی انجام دهند. این وضعیت شباهتهایی با پدیده یخزدگی حرکت در پارکینسون دارد، اما در PSP معمولاً با اختلال شدید تعادل همراه است.
در این مرحله معمولاً استفاده از وسیله کمکی ضروری میشود.بسته به وضعیت بیمار ممکن است واکر استاندارد، واکر چرخدار یا ویلچر برای مسیرهای طولانی توصیه شود انتخاب این وسیله باید کاملاً تخصصی باشد، زیرا وسیله نامناسب نهتنها کمکی به بیمار نمیکند، بلکه میتواند احتمال سقوط را افزایش دهد. یکی از اشتباهات رایج خانوادهها خرید واکر بدون ارزیابی متخصص است؛ در حالی که نوع واکر، ارتفاع آن، نحوه استفاده و حتی آموزش صحیح راه رفتن با آن اهمیت زیادی دارد.
مرحله سوم پایان استقلال بیمار نیست.بسیاری از افراد با اجرای منظم برنامه توانبخشی، همکاری نزدیک خانواده، تنظیم مناسب داروها، آموزش صحیح مراقبین و اصلاح محیط زندگی، همچنان میتوانند بخش قابل توجهی از فعالیتهای روزمره خود را انجام دهند و کیفیت زندگی مطلوبی داشته باشند. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، شروع بهموقع مداخلات، استمرار تمرینات و نگاه واقعبینانه به بیماری است. هدف در این مرحله درمان کامل نیست، بلکه حفظ تواناییهای باقیمانده، کاهش خطر سقوط، پیشگیری از عوارض و کمک به بیمار برای ادامه یک زندگی ایمن، باکرامت و تا حد امکان مستقل است..
اختلال حرکات چشم در مرحله سوم کاملاً آشکار میشود. پایین نگاه کردن بسیار دشوار است و بیمار برای دیدن مسیر مجبور است سر و تنه خود را حرکت دهد. این موضوع هنگام پایین آمدن از پله، عبور از موانع یا حتی پیدا کردن اشیای روی زمین مشکل ایجاد میکند. بعضی بیماران در دنبال کردن اجسام متحرک نیز دچار مشکل میشوند و ارتباط چشمی آنها هنگام صحبت با دیگران کاهش پیدا میکند. این تغییرات ممکن است باعث شود اطرافیان تصور کنند بیمار بیتوجه است، در حالی که علت اصلی، محدودیت حرکت چشمهاست.
خشکی عضلات نیز بیشتر میشود. گردن، شانهها و عضلات پشت بهتدریج سفتتر میشوند و وضعیت بدن تغییر میکند. بعضی بیماران سر خود را به سمت عقب نگه میدارند و بعضی دیگر دچار خمیدگی تنه میشوند. این تغییرات علاوه بر ایجاد درد، روی تعادل، راه رفتن و حتی بلع نیز اثر میگذارند. در این مرحله انجام روزانه تمرینات کششی اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا بیتحرکی باعث کوتاه شدن عضلات و محدود شدن بیشتر دامنه حرکتی میشود.
گفتار نیز به شکل محسوسی تغییر میکند. صدا آرامتر، یکنواختتر و گاهی نامفهوم میشود. بیمار ممکن است برای بیان یک جمله ساده انرژی زیادی صرف کند و شنونده مجبور شود چندین بار سؤال خود را تکرار کند. این موضوع میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس بیمار شود و او را از حضور در جمع دور کند. گفتاردرمانی در این مرحله همچنان میتواند به حفظ توانایی ارتباط کلامی کمک کند، هرچندهدف بیشتر حفظ عملکرد موجود است تا بازگرداندن وضعیت طبیعی
اختلال بلع نیز در مرحله سوم اهمیت ویژهای پیدا میکند.بسیاری از بیماران هنگام نوشیدن آب یا خوردن غذا سرفه میکنند یا احساس میکنند غذا در گلویشان گیر کرده است زمان صرف غذا طولانیتر میشود و بیمار زودتر خسته میشود. گاهی کاهش وزن به دلیل همین مشکل اتفاق میافتد. در این مرحله ارزیابی تخصصی بلع اهمیت زیادی دارد و ممکن است تغییر بافت غذا، غلیظ کردن مایعات یا آموزش تکنیکهای خاص بلع توسط گفتاردرمانگر ضروری باشد. رعایت وضعیت صحیح بدن هنگام غذا خوردن، لقمههای کوچک و صرف زمان کافی برای بلع از اصول مهم مراقبت در این مرحله است.
از نظر شناختی، بسیاری از بیماران هنوز اطرافیان خود را بهخوبی میشناسند و حافظه نسبتاً مناسبی دارند، اما سرعت پردازش اطلاعات کاهش یافته است. تصمیمگیری زمان بیشتری میبرد و انجام چند کار همزمان تقریباً غیرممکن میشود. بعضی بیماران در برنامهریزی فعالیتهای روزانه یا تمرکز روی یک موضوع دچار مشکل میشوند. این تغییرات معمولاً تدریجی هستند و خانواده باید با صبوری بیشتری با بیمار برخورد کنند.
از نظر روحی نیز مرحله سوم فشار زیادی بر بیمار وارد میکند. فرد بهخوبی متوجه محدودیتهای خود شده و ممکن است احساس کند استقلالش در حال کاهش است. بعضی بیماران دچار اضطراب، ناامیدی یا افسردگی میشوند. حضور خانواده، حمایت عاطفی، حفظ ارتباط اجتماعی و ادامه فعالیتهای مورد علاقه تا حد امکان میتواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان بیمار داشته باشد.
در این مرحله، توانبخشی نقش حیاتی پیدا میکند.تمرینات دیگر فقط برای بهبود عملکرد نیستند، بلکه برای جلوگیری از کاهش سریعتر تواناییها انجام میشوند. تمرینات تعادلی باید کاملاً کنترلشده و در محیط ایمن انجام شوند. تمرینات انتقال از تخت به صندلی، بلند شدن از روی صندلی، تغییر وضعیت بدن، حفظ تعادل در حالت ایستاده و آموزش راه رفتن ایمن بخش مهمی از برنامه درمانی هستند. تمرینات قدرتی همچنان ادامه دارند، اما شدت آنها باید متناسب با توان بیمار تنظیم شود تا خستگی بیش از حد ایجاد نکند.
کاردرمانی نیز در این مرحله اهمیت بیشتری پیدا میکند. آموزش روشهای سادهتر برای لباس پوشیدن، حمام کردن، استفاده از سرویس بهداشتی، غذا خوردن و انجام کارهای شخصی میتواند وابستگی بیمار را کاهش دهد. گاهی استفاده از وسایل کمکی ساده مانند قاشقهای مخصوص، صندلی حمام، دستگیرههای ایمنی یا توالت فرنگی مناسب، کیفیت زندگی بیمار را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
آموزش خانواده در این مرحله شاید به اندازه خود بیمار اهمیت داشته باشد. مراقبین باید یاد بگیرند چگونه بیمار را بدون آسیب جابهجا کنند، چگونه هنگام زمین خوردن واکنش مناسب نشان دهند، چگونه محیط منزل را ایمن نگه دارند و چگونه بدون ایجاد وابستگی، بیمار را به فعالیت تشویق کنند. همچنین باید از سلامت جسمی و روانی خود نیز مراقبت کنند، زیرا مراقبت طولانیمدت از بیمار میتواند باعث فرسودگی جسمی و روحی شود.
ایمنسازی منزل در این مرحله دیگر یک توصیه نیست، بلکه یک ضرورت است. حذف کامل فرشهای لغزنده، نصب دستگیره در سرویس بهداشتی و حمام، استفاده از نور مناسب در شب، حذف موانع مسیر حرکت، تنظیم ارتفاع تخت و صندلی و استفاده از کفش مناسب، همگی میتوانند احتمال سقوط را کاهش دهند. بسیاری از بستریهای بیماران PSP به دنبال شکستگی ناشی از زمین خوردن رخ میدهد و بخش بزرگی از این حوادث با اصلاح محیط قابل پیشگیری است.
تغذیه نیز باید با دقت بیشتری مدیریت شود. مصرف مایعات کافی، پیشگیری از یبوست، انتخاب غذاهای مناسب با وضعیت بلع و حفظ وزن مناسب اهمیت زیادی دارد.کاهش وزن در این مرحله میتواند قدرت عضلات را کمتر کرده و روند ناتوانی را تسریع کند.
بیماری پی اس پی را بهتر بشناسیم
مرحله اول پیشرفت بیماری پی اس پی
مرحله دوم پیشرفت بیماری پی اس پی
📞 مشاوره رایگان 09329000175
🔗 Instagram.com/qazvinrehab
🔗 WhatsApp


